افغانستان دیگر آن میدان جنگ فراموششدهٔ غرب نیست. در سایهٔ جنگ اوکراین و بحران خاورمیانه، این کشور به قلب تپندهٔ معادلات امنیتی منطقه بدل شده است؛ جایی که روسیه، ایران، چین، هند و پاکستان هر یک به دنبال سهم خود از این صفحهٔ شطرنج پیچیده هستند. در این یادداشت، نگاهی داریم به بازی تازهٔ قدرتها در افغانستان و آیندهای که در حال شکلگیری است.
در تحولات ژئوپلیتیکی امروز، جنگها دیگر در میدانهای سنتی نظامی تعریف نمیشوند، بلکه به عرصهٔ کنترل کریدورهای ترانزیتی، مدیریت جریان انرژی و نبرد روایتها منتقل شدهاند. در این نظم در حال گذار، کشورهایی چون ایران و افغانستان به گرههای حساس رقابت قدرتهای جهانی تبدیل شدهاند؛ جایی که ثبات و بیثباتی آنها مستقیماً بر توازن منطقهای اثر میگذارد. در چنین چارچوبی، «اپوزیسیون» نیز از یک مفهوم صرفاً داخلی فراتر رفته و به بخشی از ابزارهای فشار در معادلات ژئوپلیتیکی بدل شده است؛ ابزاری که بیش از آنکه بدیل سیاسی بسازد، در منطق رقابت قدرتها مصرف میشود.
جهان در میانه یک دگرگونی تاریخی قرار دارد. نظم تکقطبی غرب در حال فروپاشی است و قدرتهای نوظهور برای تعریف یک نظام مدیریتی جدید به رقابت برخاستهاند. در این معرکه، پرسش اصلی تنها بر سر کریدورها و انرژی نیست، بلکه بر سر این است که کدام الگوی تمدنی، مدیریت جهان آینده را به دست خواهد گرفت؛ و افغانستان، درست در قلب این جدال بزرگ، چه سرنوشتی خواهد یافت؟
جهان در حال تغییر چهره است. رقابتهای کهنه رنگ باخته و جنگِ تازه بر سر کریدورها و مسیرهای ترانزیت بالا گرفته است. درست در همین گیرودار، انفجاری مرموز در نزدیکی تأسیسات اتمی امارات، سایه یک «جنگ سرد عربی» را بر سر منطقه انداخت. اما پرسش مهم اینجاست: در این صفحه شطرنج خطرناک، افغانستان چه نقشی دارد و آیا طالبان از پس این بازی پیچیده برخواهند آمد؟
افغانستان امروز نه تنها با چالشهای داخلی، که با رقابت فشرده قدرتهای منطقهای و جهانی بر سر کریدورهای اقتصادی روبهروست. در این برهه حساس، روایتهای تجزیهطلبانه به رهبری ترکستانخواهی، خراسانخواهی، هزارستانخواهی و پشتونستانخواهی، دیگر صرفاً یک بحران هویتی نیستند، بلکه به ابزاری برای مهندسی ژئوپلیتیک منطقه و تضعیف انسجام ملی افغانستان تبدیل شدهاند.
منطقه بهسوی بازگشت «ژئوپلیتیک تاریخ» در حرکت است؛ جایی که جنگ کریدورها، روایتهای قومی، پروژههای پانترکیستی و پیمانهای امنیتی بههم گره خوردهاند. همانگونه که در دوران صفویها، نادر افشار و احمدشاه درانی، حوزه خراسان محور بازیهای قدرت منطقهای بود، امروز نیز افغانستان و خراسان تاریخی بار دیگر در مرکز رقابت شرق و غرب قرار گرفتهاند.
با فروپاشی تدریجی نظم گلوبالیستی و بازگشت منطق ژیوپولیتیک سخت، افغانستان بار دیگر به نقطه کانونی رقابتهای منطقهای بدل شده است؛ نشستی که در تهران برگزار شد، تلاشی هدفمند برای نهادینهسازی بازدارندگی جنگ از محور افغانستان و مهار سناریوهای بیثباتسازی و جنگهای کریدوری در منطقه بهشمار میرود.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!