.
طالبان؛ بازگشت به خلافت یا گذار به دولت ملی؟ تحلیلی در باره کیستی و چیستی طالبان، ریشه های فقه سیاسی حکومتداری در اسلام و اینده افغانستان در نظم چندقطبی جهان :
تحولات جاری جهان نشان میدهد که رقابت قدرتهای بزرگ دیگر صرفا بر سر تصرف سرزمین نیست، بلکه بر محور کنترول کریدورهای تجاری، منابع انرژی، زنجیره های تامین و امنیت غذایی شکلگرفته است.
مراسم تشییع حضرت ایتالله سید علی خامنهای، از منظر توصیفی، یکی از بزرگترین اجتماعات سیاسی، مذهبی و اجتماعی جهان اسلام در دهههای اخیر توصیف شده است. حضور گسترده اقشار مختلف مردم، همراه با شرکت هییتهای سیاسی، علمی، مذهبی و دیپلماتیک از دهها کشور، این رویداد را از سطح یک مراسم ملی فراتر برد و انرا به رخدادی با ابعاد منطقهای و بینالمللی تبدیل کرد.
اعتراضات اخیر زنان در هرات و کابل، با شعار "تحصیل، کار و آزادی"، بار دیگر مسئلهٔ حقوق زنان را در کانون توجه افغانستان قرار داده است. اما آیا این مطالبات، همان چیزی است که در نگاه نخست به نظر میرسد؟ این یادداشت، ضمن حمایت از دادخواهی مشروع زنان افغانستان، بر ضرورت هوشیاری در برابر پروژههای سوءاستفادهگر و تفاوتهای بنیادین این حرکت با نمونههای مشابه تأکید میکند.
قاسم سلیمانی را باید فراتر از یک فرمانده نظامی، بهمثابه معمار راهبردی نظم مقاومت در غرب اسیا و پیرامون ان فهم کرد. نقش او در معادلات منطقهای، ناظر بر گذار جمهوری اسلامی ایران از سیاست واکنشی به سیاست ساختارساز تمدنی بود؛ سیاستی که در بستر فروپاشی نظم تکقطبی و شکلگیری جهان چندقطبی معنا مییابد.
ششم جدی، سالروز اشغال افغانستان توسط قوای شوروی، صرفا یاداور ورود یک ارتش خارجی نیست؛ بلکه نماد یک گسست عمیق در مسیر تاریخی سیاست افغانستان است؛ گسستی که ریشه ان به کودتای هفتم ثور و بهویژه به تغییر رویکرد نخبگان و روشنفکران کشور از اصلاحطلبی به براندازی وابسته بازمیگردد. این تغییر، نقطه اغاز زنجیرهای از بحرانها شد که تا امروز، نسلهای پیدرپی افغانستان را درگیر ساخته است.
ترور ناجوانمردانه اکرام الدین سریع، افسر پیشین نیروهای امنیتی جمهوریت افغانستان، در روز روشن در تهران، را نمیتوان صرفا در چارچوب یک حادثه جنایی یا تسویهحساب فردی تحلیل کرد. این رخداد در متن جنگ خاموش استخباراتی و باز ارایی میدان ژیوپولیتیکی منطقه معنا مییابد؛ جایی که افغانستان همچنان بهعنوان گره بحران و صحنه جنگهای نیابتی قدرتها ایفای نقش میکند.
جنگهای میان روم شرقی و ایران ساسانی، در ظاهر سیاسی بودند، اما در عمق، رویارویی دو جهانبینی متفاوت قرار داشت: یکی مبتنی بر ساختار قدرت دینی–امپراتوری روم، و دیگری بر میراث فرهنگی و زبانی ایرانی–آریایی–خراسانی. با ظهور اسلام، صحنه تمدنی تغییر کرد و اسلام نه تنها دو امپراتوری را فروپاشید، بلکه بنیانهای فکری شرق و غرب را در قالبی جدید بازتعریف نمود.
با عضویت در خبرنامه جدیدترین اخبار را در ایمیل خود دریافت کنید!